|
|
|
|
|
جهاني را در سنگريزهاي ديدن، و بهشتي را در يك گل وحشي مشاهده كردن، و بينهايت را در كف دست نگه داشتن، و ابديت را در لحظهاي دريافتن. " ويليام بليك"
به استعداد خودت ايمان داشته باش
همانطور كه به خدا ايمان داري
روح تو پارهاي از آن «واحد» بزرگ است
نيروهايي كه در تو هست
مانند درياي وسيعي عميق و بيپايان است.
روحت را در ميان سكوت،
در جزائر الماس گردش بده
آن جزائر را كشف كن و از آنها استفاده كن.
اما براي اينكه تسليم بادها نشوي
سكان اراده را به كار انداز
اگر به آفريننده و به خودت ايمان داشته باشي
هيچكس نميتواند به نيروهاي تو حدودي قائل شود
بزرگترين پيروزيها به تو تعلق ميگيرد
"الا و. ويلكوكس" |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 11:50 توسط سهیلا
|
|
||
|
|
|
|
|
به من بگو آن صبح آنجا، پشت پنجره ای بسته پلک های بسته – کلید دور انداخته رشته ی بریده – چشم های خاموش سایه همه چیز را می داند اما هیچ نمی گوید … زندگی بی اینکه دیپلم بدهد می آموزد فردا فقط فردا وجود دارد مرگ حقایق وعده های بی پایان را آشکار می کند هیچ چیز ارزشی ندارد جز تمایل برای رها کردن خود از زمان های شمرده شده بی وقفه به من بگو که من آزادم از دوست داشتنت
**************** بر شاخه های درخت غار
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 9:9 توسط سهیلا
|
|
||